سال اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال گرامی باد /  گامهای اساسی در جهت تحقق همه جانبه مطالبات رهبری و مردم عبارتست از :  1- تعامل و هماهنگی مسئولان  قوای سه گانه و دست اندرکاران بنگاههای اقتصادی کشور  2- پاک کردن دست های آلوده از ارگانها و بنگاههای اقتصادی  3- برخورد جدی با باندهای مفاسد اقتصادی در بخشهای دولتی و خصوصی که برای قوه قضائیه و مردم شناخته شده اند.                                اَللّهُمَّ  كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ  الْحَسَنِ         صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ         في هذِهِ السّاعَةِ  وَ في كُلِّ الساعَةٍ              وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دليلاً وَ عَيْناً        حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً       و  َتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً                   ايرانيان غيور در سراسر دنيا يكپارچه از بهره مندي انرژي صلح آميز هسته اي بعنوان حق مسلم خود دفاع مي كنند  


             ویژگی پرهیزکاران- (متّقین)        


 

سیدعلی اکبر شاه حسینی

بسم الله الرحمن الرحیم

 

« یَأَیُّهَاألنَّاسُ إِنّاخَلقنَکُم مِن ذَکَرٍ وَأُنثَی وَجَعَلنَکُم شَعُوُبَاً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوُا، إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللهِ إَتقَکُم، إِنَّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیراً »

ای مردم ! ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شماها را بصورت تیره و قبیله قرار دادیم، تا با یکدیگر آشنا

شوید( این ها ملاک امتیاز نیست ) بلکه گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست.خداوند دانا و آگاه است.

                                                                                                                                        (حجرات-13)

  مقدمه :

« إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَاللهِ أَتقَکُم»

گرامی ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین شماست.                                                           (حجرات-13)       

نزدیک ترین افراد جامعه به خداوند، محبوب ترین آنها هستند و برای رسیدن به هدف بلند تعالی؛ یعنی، قرب و وصال، باید راه تقوا را در پیش گرفت. اما برای رسیدن به این مهم(شیرینی و لذّت کرامت در نزد خداوند) باید به آن معرفت پیدا کرد و تقوا را درست شناخت و به آن عمل نمود. همچنین برای اجرای دستورات و فرمان پروردگار که فرمود:

« یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِتَّقُواللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ»

ای کسانیکه ایمان آورده اید، تقوا پیشه کنید، آنگونه که شایسته مقام خداوند است.            (آل عمران-102)

 

  معنای لغوی و اصطلاحی تقوا

تقوا در لغت به معنای حفظ و حراست و در اصطلاح به معنای حفظ نفس از مخالفت با خدای متعال است.


  تقوا چیست ؟

تقوا را عموماً به معنای، یک روش عملی منفی به کار می برند.اجتناب ، پرهیز و کناره گیری هرکس که بیشتر باشد، می گویند تقوایش بیشتر(کامل تر) است.

پس با توجه به این معنا، از تقوا :

اول : مفهومی است که از مرحله عمل انتزاع می شود (کارعملی).

دوم : روشی منفی است (پرهیزکردن، انجام ندادن).

سوم : هراندازه جنبه منفی بیشتر باشد، تقوا کامل تر است.

با این تفاسیر، متظاهران به تقوا، برای اینکه کمترین آسیبی به تقوای ایشان نرسد از سیاه و سفید، خشک، گرم و سرد و مشکلات جامعه اجتناب کرده و از هر نوع دخالت خود داری کرده و گوشه عزلت و انزوا اختیار می کنند.

آیا با این تفسیر معنای واقعی تقوا بدست می آید؟

البته شکی نیست که اصل پرهیز و اجتناب یکی از اصول زندگی سالم بشر است. در زندگی سالم بایدها  و نبایدها، نفی و اثبات، سلب و ایجاب، ترک و فعل، توجه و بی توجه ای، توأمان می باشند.

اولین جمله ی یک مسلمان کلمه ( لااله الاالله ) است که نمونه ی نفی و اثبات است. یعنی، خدای دیگر را نفی و خدای یکتا را اثبات کرده است. تقوا هم  همین بایدها و نبایدها است.

کلمه ( لا اله الا الله ) مجموعه ای است از نفی و اثبات؛ یعنی، بدون نفی ماسوی، دم از توحید زدن محال است. از همین جا است که باید چند نکته مهم توجه داشت که :

الف – پرهیز و اجتناب های سالم و مفید، هم دارای محبت و لذت بخش است و هدفمند وهم محدود به حدود معین است. اما یک روش عملی کورکورانه که بعضی ارائه می کنند که نه جهت و هدف مشخص دارد و نه محدود به حدود معین، قابل دفاع و تقدیس نیست.

ب- مفهوم تقوا درنهج البلاغه مترادف با مفهوم پرهیز، حتی به مفهوم منطقی آن نیست؛ یعنی، به معنای حصار قرارگرفتن نمی باشد.

تقوا در نهج البلاغه به نیرویی معنوی معنا شده است که بر اثر ممارست و تمرین های زیاد پدید می آید و این پرهیزهای معقول و منطقی از یک طرف سبب و مقدمه پدید آمدن این حالت روحانی است که با رسیدن به آن چیزی با عنوان پرهیز و حصار وجود ندارد.از طرف دیگر معمول و نتیجه آن است و از لوازم آن به شمار می رود و این حالت، روح را نیرومند و شاداب می کند و به آن مصونیّت می بخشد.

سؤال مهم : آیا انسان می تواند با بهره منذی از این حالت روحانی ، از گناهان در امان بماند و برای این مصونیت، چاره ای نیست، جز اینکه خود را از عوامل و موجبات گناه دور نگه دارد و وقتی در محیط اجتماعی زمینه گناه وجود دارد، باید از محیط، کناره گرفته و گوشه گیری اختیار کند؟

پاسخ : خیر

نیروی تقوا اگر در روح انسان تجلی پیدا کند و ملکه اخلاقی، رفتاری و کرداری وی شود، نیازی ندارد که منزوی و گوشه گیری اختیار کرده و از محیط اجتماع کناره گیری نماید. بلکه بدون انزوا می توان در محیط حضور فعال داشت و خود را از آلودگی های گناه حفظ کرد و پاک زندگی کرد. بر خلاف بعضی افراد که برای پرهیز از گناهان اطراف خود گوشه گیر و منزوی شده و به کوهی پناه برده و غار نشینی اختیار کرده می کنند.

سعدی در گلستان در مورد افرادی که برای پرهیز از گناه از جامعه دور می شوند نمونه ای را بیان  می کند:

بدیدم عابدی در کوهسار                 قناعت کرده از دنیا به غاری

چرا گفتم به شهر اندر نیایی              که باری بند از دل برگشایی ؟

بگفت آنجا پری رویان نغزند           چو گل بسیار شد پیلان بلغزند

 

  بالاترین مرحله تقوا

بالاترین مرحله تقوا و یا به عبارت دیگر مرتبه ی بالاتر از تقوا، « ورع » است، که غیر از ترک محرمات، ترک شبهات را هم شامل می شود.

در روایت از امام صادق(علیه السلام) داریم که فرموده است : دشوارترین عبادات ورع است و در یک جمله به نقل می توان تقوا را اینگونه تعریف کرد. تقوا آنستکه خداوند، در جایی که به بودن آن امر کرده است تو را غایب نبیند و در جایی که نهی کرده است، تو را حاضر نبیند.

خداوند متعال هرکس را از ذلّت گناهان نجات دهد و به عزّت تقوای او را زینت نماید، بدون مال، بی نیازش می کند، بدون خانواده بزرگش می کند و بدون نیاز به کسی آرامش می بخشد. حتی اگر درب های آسمان و زمین هم به روی بنده ای بسته شود و او تقوا پیشه کند، خداوند او را نجات خواهد داد.

تقوا، داروی بیماری قلب ها و بینایی کوری دل ها و پاک کننده روح انسان ها از پلیدی ها است.

 

  نتیجه :

پرهیزکارترین مردم کسی است که حق را بگوید، خواه به نفع او باشد و خواه به ضرر او.

پرهیزکارترین مردم کسی است که هنگام مواجه شدن با شبهه، توقف کند.

انسان تا پرهیزکار نباشد مؤمن به شمار نمی آید.

به طور مثال، در هنگام اقامه نماز که تو را به آن امر کرده است، به کار دیگری مشغول نباشی(غایب نباشی) و در مجلس غیبت، که تو را نهی کرده حاضر نباشی.


  اولین ویژگی پرهیزکاران

 

  ایما ن به عالم غیب

« اَلم (1) ذَلِکَ الکِتَابُ لارَیبَ فِیهِ هُدَیً لِلمُتَّقِینَ (2) اَلَّذِینَ یُومِنُونَ بِالغَیبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقنَاهُم یُنفِقُونَ (3).»

الم ( از رموزقرآن است) ، این کتاب بی هیچ شک راهنمای پرهیزکاران است ، آن کسانیکه به عالم غیب ایمان آورند و نماز به پا دارند و از هرچه روزیشان کردیم انفاق کنند.                                        (سوره بقره، آیات 1 تا 3)

در نخستین آیات سوره مبارکه بقره پنج ویژگی برای اهل تقوا (پرهیزکاران) ذکر شده است. 1-ایمان به عالم غیب ، 2-به پا داشتن نماز ، 3-انفاق به دیگران ، 4-ایمان به قرآن و کتاب های آسمانی قبل از قرآن  5-یقین به روز قیامت (عالم آخرت)

 

  حقیقت ایمان

قالَ عَلِی عَلَیهِ السَّلام : « اَلاِیمَنُ مَعرِفَةُ بِالقَلبِ، وَ اِقرَارٌ بِالِّسَانِ، وَ عَمَلِ بِالاَرکَانِ »

امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود:ایمان معرفت است ازروی دل، واقراراست به زبان، وعمل است به اعضاء وجوارح آدمی.                                                                                              (نهج البلاغه، حکمت 218 ص 1186)

 

  نشانه ایمان

قالَ عَلِی عَلَیهِ السَّلام : « عَلامةُ الاِیمَانُ أَن تُؤثِرَالصِّدقَ خَیثُ یَضُذُّکَ عَلَی الکِذبِ حَیثُ یَنفَعُکَ.»

امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام فرمود: نشان ایمان آنستکه راستگویی را در آنجا که به تو زیان می رساند، بر دروغ در آنجا که برای تو سود دارد مقدم داری.                                    (نهج البلاغه، حکمت 450 ص 1296)

 

  درخت ایمان

قالَ عَلِی عَلَیهِ السَّلام : « اَلایِمَانُ شَجَرةٌ أَصلُهَا ألیَقِِینُ وَ فَرعُهَا ألتُّقَیَ.»

امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام فرمود: ایمان درختی استکه ریشه اش یقین و شاخه هایش پرهیزکاری است.

                                                                                                (شرح غررالحکم، ج 2 ، ص 47)

سرلوحه این ویژگی ها ایمان به عالم غیب است. اما اینکه به چه علت ایمان به عالم غیب به عنوان اولین ویژگی ذکر شده است. با عنایت به اینکه ایمان به کتاب های آسمانی ( ادیان الهی ) و روز قیامت (عالم آخرت )، خود از ویژگی های ایمان به عالم غیب است، ولی این سؤال جای تفکر بیشتری دارد.

برای پاسخ به این پرسش، باید معنای ایمان به عالم غیب و گستره آن را فهمید.

« غیب »؛ یعنی، آنچه که با حواس ظاهری و چشم سر قابل درک و دیدن نیست.

« مُؤمِنُونَ بِالغَیبِ »؛ یعنی، دیدگاه پرهیزکاران فقط محدود به محاسبات عادی و مادی پیرامونی خود نیست. بلکه در بینش خود به جهانی تأثیرگذار به نام «عالم غیب » معتقد است.

  گسترة ایمان به غیب

ازجمله موارد ایمان به غیب، ایمان به  قیامت «عالم آخرت » ، فرشتگان درگاه الهی « ملائکه » ، ظهور و قیام مهدی موعود « امام زمان (عج) » و ... می باشد. همچنین ایمان به سنت ها « روش ها » و قوانین الهی، از جمله موارد ایمان به غیب است.

قَالَ اللَّهُ تَعَالَی : « ... وَکَانَ حَقَّاً عَلَینَا نَصرُالمُؤمِنِینَ.»

خداوند در قرآن کریم فرمود: ... وبر ما لازم و حتمی است، که مؤمنان را یاری کنیم.      (سوره روم آیه 47)

ایمان به غیب؛ یعنی، امید داشتن به استعانت و کمک از سوی خداوند در شرایط سخت و تنگناهای زندگی مادی در دنیا و زندگی جاودانه عالم آخرت که با حواس ظاهری و چشم سر قابل درک و مشاهده نیست. مؤمنان به غیب در سخت ترین شرایط امید خود را به جهت همین ایمان، از دست نمی دهند و محکم و استوار می ایستند.

نمونه ای که قران کریم به آن اشاره می کند، شرایط سخت و دشواری است که در صدر اسلام در مبارزه مسلمانان با گروه های گوناگون از دشمنان اسلام که برعلیه مسلمانان متحد شده بودند.

 

  تفاوت مؤمن و منافق

قالَ عَلِی عَلَیهِ السَّلام : « إِنَّ المُؤمِنُ یُریَ یَقِنُهُ فِی عَمَلِهِ ، وَإِنَّ المُنَافِقُ یُریَ شَکُّهُ فِی عَمَلِهِ.»

علی(ع) فرمود:(آثار)یقین مؤمن(به خدا وقیامت)درعملش مشاهده می شودو(آثار) شک منافق درکردارش پدیدارمی گردد.

                                                                                                                             (غررالحکم، ج 1 ، ص 234 ، ردیف 175)

                     

  دستاوردهای تقوا

قالَ اللهُ تَعَالَی: « یَاأَیُّهَاألَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ تَتَّقُوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقَانَاً وَ یُکَفِّرعَنکُم سَیِّئَاتِکُم وَ یَغفِرلَکُم وَاللهُ ذُو الفَضلِ العَظِیمِ. »

خداوند فرمود:ای مؤمنان! اگرازخداوند پروا کنید(پرهیزکارباشید) اوبرای شما بصیرت تشخیص حق ازباطل قرار می دهد و بدی ها را از شما دور می کند و شما را می بخشد و خداوند دارای فضل بزرگی است.       (سوره انفال آیه 29 )

« تقوا »؛ یعنی، حفظ و حراست و جلوگیری از آسیب رسیدن، به چیزی.

« تقوای الهی »؛ یعنی، مراعات جانب خداوند و حساب بردن از او در امور.

« قرقان »؛ یعنی، قوه تشخیص و بصیرتی که بتوان به وسیله آن حق را از باطل تشخیص داد.

« تکفیر »؛ یعنی، از بین بردن آثار گناه و پوشاندن آن است.

« مغفرت »؛ یعنی، آمرزش و بخشیدن گناه است.

در این آیه ، خداوند بخشی از آثار مهم تقوا را بیان فرموده است.


  ابعاد تقوا (پرهیزکاری)

تقوا دارای ابعاد گوناگونی است. مانند: « تقوای فکری » ، « تقوای قلبی » ، « تقوای فرهنگی » ، « تقوای اقتصادی » ، « تقوای سیاسی » ، « تقوای اجتماعی » ، « تقوای امنیتی » و ... و هرکسی به میزان رعایت تقوا از فواید و نتایج آن بهره مند خواهد بود.

 

  اعطای فرقان  (مهم ترین ثمره تقوا)

« فرقان » در ادبیات عرب صیغه مبالغه و به معنای نورانیت خاصی است که در پرتو آن می توان در هر موضوعی حق را از باطل ، راه درست را از راه  نادرست ، مطلب صحیح را از مطلب غلط و خلاصه اینکه  سره را از ناسره تشخیص داد.

همواره بر سر راه انسان لغزشگاه های گوناگونی وجود دارد، که اگر آن را درست تشخیص ندهد، بی تردید به مسیر نابودی  کشیده خواهد شد.

انسانی که بتواند با اتکاء به « تقوای الهی »، خود را از دام طمع، هوس و خصلت های ناپسند دیگر محافظت کند، می تواند برخوردار از قدرت تشخیص صحیح در امور باشد. به عبارتی هر مقدار در تقوا راسخ تر و وسیع تر باشد، «فرقان» نیز به همان میزان کامل تر و دقیق تر خواهد بود.

 

  تکفیر سیئات (گناهان)

انسان در هر مرتبه ای که باشد، از تقصیر(گناه) و قصور(کوتاهی کردن) مبرا نیست. این تقصیرها و قصورها در شخصیت انسان خلل هایی را ایجاد می کند که قهراً نتایج بد آن متوجه خود فرد خواهد بود. از جمله آثار تقوا، از بین بردن آثار تقصیرها و قصورهای انسان است.

 

  بخشش گناهان

از دیگر آثار تقوا، بخشش گناه است. روشن استکه اهل تقوا دچار آسیب های شدید از ناحیه معصیت نمی شوند، بلکه چنانچه  در شرایط خاصی مرتکب گناه یا گناهانی شوند و از آنجائیکه تقوا روح حاکم بر فرد می باشد، آن گناهان مشمول غفران الهی خواهد شد.

 

  تفاوت تکفیر و غفران الهی

تفاوت تکفیر و غفران آنست که تکفیر قبل از استحقاق عقوبت است ولی غفران الهی پس از استحقاق عقوبت شامل حال بنده می شود.


  فضل خداوند

« فضل »، به معنای « زیاده » است و فضل الهی بسیار است؛ یعنی، علاوه بر وعده های داده شده، خداوند عنایات و تفضلات بزرگی بر اهل تقوا دارد.

 

  آثار تقوا در آیات قرآن

در آیات قرآن برای تقوا آثاری ذکر شده است، که به بعضی از آنها اشاره می شود.

 

  رهایی از بن بست ها

« ... وَمَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مَخرَجَا »  

... وهرکس که ازخدا پروا کند( پرهیزکارباشد) خدا راه بیرون شدن از گناهان و بلاها و حوادث سخت عالم را) براومی گشاید. 

                                                                                                                              (طلاق-2)

 

  برخورداری از رزق غیر منتظره

« وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لایَحتَسِب ... »

و از آنجائیکه گمان نبرد به او روزی عطاء کند.                                                       (طلاق-3)

 

  آسان شدن امور

« وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجعَل لَهُ مِن أَمرِهِ یُسرَاً »

وهرکس که پرهیزکار(پروا از خدا) داشته باشد، خدا (مشکلات) کار او را آسان می گرداند.      (مائده-4)

 

  موفّقیّت و فلاح و سعادت

« ... وَأتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ »

... و تقوا پیشه کنید، باشد که رستکار شوید.                                                                (بقره-189)

 

  قبولی اعمال

« ... إِنَّمَایَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ المُتَّقِینَ »

... بدرستیکه خداوند(قربانی) متقیان را خواهد پذیرفت.                                              (مائده-27)

 

  جلب رحمت الهی

« ... وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّکُم تُرحَمُونَ »

... و پرهیزکار شوید، باشد که مورد لطف خدا قرار گیرید.                                     (اعراف- 63)

 

  برخورداری از برکات زمین و آسمان

« وَلَو أَنَّ أهلَ ألقُرَی آمَنُوا وَ أتَّقَوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَألآَرضِ ... »

وچنانچه مردم شهر و دیار، همه ایمان آورده و پرهیزکارمی شدند، همان درب های آسمان و زمین را به روی آنها می گشودیم. 

                                                                                                                               (اعراف-96)

 

  ویژگی های بهشت و آماده برای پرهیزکاران

« وَسَارِعُوا إِلَی مَغفِرَةٍ مِن رَبِّکُم وَجَنَّةٍ عَرضُهَا ألسَّمَوَاتُ وَالاَرضُ أُعِدَّت لِلمُتَّقِینَ»

وشتاب کنیدبرای رسیدن به آمرزش پروردگارتان وبهشتی که وسعت آن، آسمانها وزمین است وبرای پرهیزکاران آماده شده است.

                                                                                                                           (آل عمران-133)

 

  جایگاه پرهیزکاران درعالم آخرت

« وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُوُلَئِکَ اَصحَابُ الجَنَّةِ هُم فِیهَاخَالِدِونَ.»

و آنها که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، آنان اهل بهشت هستند وهمیشه در آن خواهند ماند. (بقره-82)

« أِنَّ الُمُتَّقِین فِی مَقَام أَمِین... » ﴿۵۱﴾. به راستى پرهيزگاران در جايگاهى آسوده [اند]     (دخان-51)

 

  حکایت و داستان شیرین

در بحرالسعادة آورده اند؛ مردی عارف و آگاه، بسیار بزرگ و دانا عمرش به آخر رسید. چون پرهیزکار و مؤمن بخدا و عالم غیب و آخرت بود، در لحظات آخر عمر، به فرمان خالق هستی، جایگاه رفیع و رفقایش را در بهشت به او نشان دادند و او نیز لحظات خوش و شیرینی داشت. یکباره خانواده وی بر بالین او اجتماع کرده و همگی درحال ناله و زاری بودند. پس آن مرحوم چشم خود گشود و از یک یک آنان علت گریه و ناراحتی و بی قراری شان را پرسید.

خطاب به همسرش گفت : برای چه گریه می کنی؟

همسر گفت: چرا گریه نکنم و ناراحت نباشم، چون مونس و محرم وغم خوار من بودی وهمچون تویی را از دست می دهم و در فراق تو من بعد، بی کس و تنها و غریب، چگونه بسر برم.

سپس از فرزندان خود پرسید، شما برای چه ناراحت هستید و بی قراری می کنید؟

فرزندان گفتند : برای آنکه بی پدرو یتیم می مانیم و پشتیبان خود را از دست می دهیم.

آنگاه از خویشان خود پرسید، گفتند: چون تو یار و هم نشین خوبی از میان ما می رود.

رو به پدر خویش کرد و گفت: پدر جان شما چرا ناراحت هستید؟

پدر نیز در جواب فرزند گفت: چرا ناله و فقان نکنم، درحالی که امید داشتم که چون تو یادگاری دارم و نام من در جهان باقی می ماند و وقتی تو از میان ما بروی من ناتوان خواهم شد.

در آخر رو به مادر کرد و گفت: مادرجان نوحه سرایی تو از چه جهت است؟

مادر گفت: ای نور دیده ، من آرزو داشتم این پنج روزة عمر را در سایه ی دولت تو بگذرانم و به دست تو بخاک سپرده شوم.

به ناگاه برخاست و تکیه کرده و بنشست و گفت: حیف از این عمر کوتاه که در راه شما صرف کردم، در حالیکه شماها همگی در فکر خود بودید و هیچ کدام در غم آخرت و دین من نبوده اید. که آیا بعد از این زندگی کوتاه در دنیا، در عقبه ها و از سکرات موت (مرگ) و تلخی جان دادن بر سر من چه خواهد آمد و چگونه خلاص خواهم گشت.

اینکه شب اول قبر، در منزل تنگ و تاریک و بی همدم، جواب نکیر و منکر را چگونه خواهم داد؟

اینکه چون از گور خور بر خواهم خاست؟ نامه اعمال من چگونه خواهد بود؟ از صراط چگونه خواهم گذشت؟

آیا در نهایت دوزخ نصیب من خواهد شد یا بهشت؟

شما همه برای روزگار خود نگران هستید و ناله می کنید، در حالیکه برای من هیچ سودی ندارد.

این بگفت و جان به جانان تسلیم کرد.

 

  ای عزیز :

چون این حکایت راشنیدی با خود کمی خلوت کن و اندیشه نما و بنگر تا چه اندازه  به تعلقات دنیا  و دوستی خویشان و اقربا فریفته نباید شد.

چرا که حق سبحانه تعالی در کلام خود فرمود:« یُومَ یَفِرُّالمَرءُ مِن أَخِیهِ » یعنی،آنروز مرد از برادرش و در جای دیگرفرمود:« یَومَ لایَنَفَع مَال وَ بَنُون » یعنی، آن روز که مال و فرزند سود نبخشد. یعنی، اینها به حال تو فایده و سودی ندارد، الا عمل صالح که فقط آن مونس و رفیق توست وخیرات و مبرّات که کرده ای در آن روزگارتنگدستی، دستگیر و فریاد رس تو خواهد بود. چون از دنیا رفتی بدانکه راه برگشتی نیست، همچون آمدن به این دنیا از دنیای رحم مادر، که برگشتی در او نبود.

یوم الجمعه/5جمادی الاول 1438

پانزدهم بهمن ماه یکهزاروسیصدونودوپنج خورشیدی

 
معارف دینی
احکام شرعی
حکایت ها
ياد داشتها
پیوندها
معرفی